داداش

تعرفه تبلیغات در سایت

آرشیو مطالب

لینک دوستان

امکانات وب

 دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت: داداشی میای بازی کنیم؟

 

 بعد اینکه بازیمون تموم شد گفت: تو بهترین داداش دنیایی..

 

وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشمم همش اونو میدید و میخواستم از

 

 ته قلبم بگم عاشقشم، دوسش دارم؛ اما اون گفت: تو بهترین داداش دنیایی..

 

وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت: تو بهترین داداش دنیایی..

 

 و وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه 

 

می‌گفت: تو بهترین داداش دنیایی..

 

چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو خوندم دیدم نوشته: عاشقت بودم،

 

 دوستت داشتم؛ اما می‌ترسیدم بگم. برا همین میگفتم تو بهترین داداش دنیایی!!

 

 

نویسنده : kimia بازدید : 393 تاريخ : پنجشنبه 17 بهمن 1392 ساعت: 19:50
برچسب‌ها :